×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشخوان خبر

false
true
true
صنایع‌دستی، گنجی در کپرهای روستایی‌

 قلعه گنج نیوز: صنایع دستی، تجلی‌گاه بخش قابل ملاحظه‌ای از هنر وخلاقیت اقوامی است که با این صنایع سر و کار دارند.

صنایع دستی، در گذشته، بیش و کم، روایتگر زیبایی و حقیقتی بوده که آدمی همواره در جست و جوی آن است. توجه به این صنعت در حال حاضر، نه تنها ما را با گذشته مردمان در هر منطقه پیوند می‌دهد، بلکه در حد مقدور می‌تواند ما را در همان جوّ و محیطی قرار دهد که انسانِ ماشین زده امروز از آن جدا مانده است.
و اما اینجا در جنوب استان کرمان شهرستان قلعه‌گنج مردمان از دیر باز با هنر دستان خودشان با استفاده از منابع طبیعی بومی از امکانات موجود در طبیعت آثار بسیار زیبایی را خلق کرده‌اند.
موقعیت جغرافیای این شهرستان و هم‌جواری با دو استان متفاوت فرهنگی یعنی هرمزگان و سیستان و بلوچستان این امکان را به هنرمندان و مردم این منطقه فراهم کرد که از نوع پوشش و استفاده از ساخت مسکن و لوازم منازل خود از این دو فرهنگ تاثیر پذیری داشته باشد.
یکی از متداول‌ترین صنایع دستی منطقه که جبر مبارزه با حوادث طبیعت مردم را مجبور به یادگیری آن کرد صنایع دستی حصیری است که از درخت داز یا همان نخل تزئینی است و شاخ و برگ درخت نخل برای بسیاری از نیازمندی‌ها استفاده می‌شود .
اغلب صنایع دستی شهرستان «قلعه‌گنج» برگرفته از ساقه و برگ‌های درختچه‌ای خودرو به نام «داز» است که عشایر منطقه با شکل‌دهی آن‌ها، با مهارت خاصی صنایع و دست‌بافت‌هایی مانند حصیر ( کپاش)، را تولید می‌کنند.

 


از درخت داز در موارد زیر استفاده می‌شود:

ساخت منازل؛ ساخت زیرانداز مثل حصیر و حتی کفشی بنام سواس و انواع سبدهای حصیری و بسیاری از طناب‌هایی که توسط برگ این درخت ریسیده می‌شود.

ساخت حصیرهایی زیبا و ریز باف در ابعاد مختلف جهت تهیه امرار معاش توسط زنان قلعه‌گنجی از دیر باز در این منطقه رواج داشته و تاکنون هم ادامه دارد .
بیشتر صنایع دستی منطقه در زندگی روزمره روستائیان «قلعه‌گنج» به‌کار می‌رود و مقادیر قابل توجهی از آن‌ها هم فروخته می‌شود. پوشاک سنتی، نان‌های محلی و داروهای گیاهی، از جمله سوغات «قلعه‌گنج» است و گردش در بیابان‌ها و نواحی کویری و جاذبه‌های آن، پوشش گیاهی و حیات جانوری که به «گردشگری بیابانی» معروف است، جذابیت‌های خاص خود را دارد که در این رابطه می‌توان به چشم‌اندارهای زیبا و منحصر به فرد بیابان، آسمان پرستاره، تله ماسه‌های روان و درختان گز در محوطه جلگه خشکیده جاز موریان، اشاره کرد.

هتل کپری «قلعه‌گنج» را در نوع خود می‌توان اقامتگاهی به‌یادماندنی در کشور دانست. این هتل که می‌توان ان را به هنر و کار دست بناهای محلی وصنایع دستی بومی ربط داد دارای ۳۰ سوئیت مجهز و زیبا است که در آن‌ها از صنایع دستی قلعه‌گنج و از جمله حصیرهای بافته شده از برگ درختان نخل و روتختی، بالشت‌ها و کوسن‌های گلدوزی شده توسط بانوان هنرمند قلعه‌گنج، استفاده شده و تلفیقی از زندگی‌های مدرن امروزی و سنتی اهالی قلعه‌گنج را به نمایش گذشته است.
یکی از خصوصیات صنایع دستی این است که این صنعت حاصل روح ملت‌ها و آئین فرهنگ ملی کشورهاست که به سادگی با رجوع به آمار صنایع دستی کشورها به روحیه مردم آن کشورها می‌توان پی برد، بنابراین صنایع دستی تنها یک کالا برای مبادله نیست بلکه خصوصیات فرهنگی و ویژگی‌های اقوام از طریق صنایع دستی مبادله می‌شود و نوعی ارتباط  ایجاد می‌کند .
در جنوب استان کرمان و شهرستان قلعه‌گنج مردم هنرهای دستی دیگری نیز از قبیل کار بر روی پارچه مثل سوزن دوزی ، منجوق دوزی، خوس بافی و طرح نقش های بلوچی دارند .
البته بافت خورجین های تزئینی در سه دهه قبل در این منطقه رواج داشته و اکنون دیگر کمتر بافته میشود .
خلاصه صنایع دستی در این منطقه علاوه بر ظرافت و زیبایی نقش‌های دست هنرمندانه زنان و مردان این دیار می‌تواند به عنوان یک کار اقتصادی و تولید داخلی مورد توجه مدیران و متخصصان در این زمینه واقع شود و به عنوان یک فرهنگ غنی به دیگر نقاط صادر شود.

«مورتی»از آخرین زنان هنرمند بافنده محصولات حصیری است که سال‌هاست تار و پود برگ های درخت را در هم می بافت تا هنر آفرینی کند. او بومی منطقه است. این گونه از صنایع دستی را بامهارت دستی که دارد هنرمندانه می بافد‌.
او با هنرمندی تمام در حال نقش زدن و بافتن و شکل دادن به تار و پود پیش‌ها (برگ‌های نخل) است و محصولات زیبا ومتنوعی را با مهارت دستی خود خلق می‌کند .
مورتی این میراث ارزشمند پیشینیان این دیار را که در زندگی اش کاربردی پیوسته داشته‌اند از مادر و مادربزرگش یاد گرفته است.

 

هنرمندان این مهارت دستی امروزه در قلعه گنج تعداد اندکی هستند و انگشت شمارند. هنرمندان محصولات حصیری از گذشته تا کنون عادت داشته‌اند که در خلق محصولات دستی خویش با الگو‌پذیری از نقش و نگارهای زندگی روزمره و با اندک تغییراتی، تنوعی از گونه‌های صنایع دستی را می‌آفرینند . او هنر خود را با دست و دل بازی می‌کند و هیچ چشمداشتی ندارد.
این هنر خود را به تمام اهالی عرضه می‌کند و سخاوتمندانه قصد آموزش هنر خود را دارد.
گفتیم که از این هنر امروزه فقط اساتید کمی باقی مانده اند که که توانایی بافت این محصولات را همچنان در این سن و سال دارند. با وجودی که این اساتید پیر دل به آموزش نوباوگان سرزمین خویش سپرده‌اند ، اما جوان‌ترها رغبتی برای یادگیری این هنر از خود نشان نمی‌دهند .
اگر مراکز دولتی و سران ادارات، با طرح‌های تشویقی، یادگیری ابن هنرهای زیبا وبومی را در دستور کار خود قرار می‌دادند، قطعا در استقبال و گرایش جوان ها تاثیرگذار بود.
«درملک کیامتش» هم از دیگر اساتید بنام این هنر است. او اهل روستای علی‌آباد رمشک است . وی ودیگر بافنده های معروف این هنر از جمله مورتی و درملک آزادی، مهری کیامنش، نوری کیامنش و عرب مرادپور وگهرام سرحدی محصولات خود را به غرفه محصولات حصیری و سوغات رام اشک واقع در مرکز رمشک می‌برند تا جوانی بنام حبیب بعدها آنها را بفروشد. درملک از اینکه واسطه ها مانع رسیدن سود لازم به بافنده ها می‌شوند، گله دارد و می‌گوید: عرضه محصولات حصیری هم جولانگاه دلالان و واسطه هایی شده است که آنها محصولات حصیری شان را به بهای اندکی خریده و در گالری ها بافروش بیشتر وقیمت بالاتری تمام سود این را بجای هنرمند از خود کنند.
مورتی هم می گوید شوهرش مشکل کلیوی دارد  و تمام مخارج درمان و هزینه زندگی‌شان تا قبوض خدماتی برق و آب را باید با بافتن همین محصولات حصیری تامین کند که دلالان در تمام این فصل، خواب سود آن را می‌بینند.

این در حالی است که هیچ حمایتی از ارگان‌های مربوطه به میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری صورت نمی‌گیرد. این هنرمندان هم مانند دوستداران میراث فرهنگی باور دارند که این اداره در جنوب کرمان فقط نامی دارد.

 

از جوانانی که قبلاً از علاقمندان این هنر بوده و اکنون رها کرده‌‎اند، علت را پرسیدم که گفتند دیگر تمایلی به رفتن سمت این هنر را ندارند.
گفتند: به دلیل اینکه نه حمایتی و نه استقبالی از فروش آن نمی شود، انگیزه‌ای برای یادگیری آن را ندارند. همان علاقه ای هم که به این هنر داشتند، به مرور زمان از دست داده‌اند و رغبتی به ادامه این هنر ندارند. علت اینکه بازار ثابتی برای عرضه و فروش و ارائه محصولات خود ندارند، همان اندک سود این محصولات هم به جیب دلالان می رود و به هنرمند چیزی نمی‌ماند.

همه این مشکلات و ناکامی ها به نوع عملکرد ضعیف مسئولانی است که هیچ قدمی موثر برای تسهیل و ارائه شایسته و قیمت گذاری مناسب انجام نمی‌دهند. و این هنر همچون دیگر مهارت‌های دستی به حال خود را شده‌اند و رو به نابودی‌اند.
میراث فرهنگی هم که به عنوان اصلی‌ترین حمایت کننده این عرصه محسوب می‌شود، ظاهراً پیداست که مسئولان و دست اندرکارانش، متاسفانه دانش و آگاهی لازم را در این زمینه ندارند و جهت عرضه مناسب و یا ارائه راهکاری شایسته در راستای فروش محصولات صنایع دستی ارزشمند نکرده است. چنانکه گویی اهمیتی برای آن قائل نمی‌شوند.

گزارش از محمدحیدری

 

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true