×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشخوان خبر

false
true
true
در آرزوی شَهرِبازی…

قلعه گنج نیوز: تابستان‌ها که از راه می‌رسید، صبحانه خورده نخورده، به کوچه می‌دویدیم. غمِ مشق و دیکته شب و انشای نوشتن هم نداشتیم. سه ماه تعطیل بودیم و هر شب غم این را می‌خوردیم که یک روز از تعطیلات تابستانی کم شد، که مرداد هم تمام شد و شهریور آمد و فقط همین یک ماه را فرصت داریم…  اما فکر و خیال‌ها چند لحظه بیشتر دوام نمی‌آوردند و خستگی، خواب را به چشمان‌مان می‌آورد و دوباره صبح می‌شد و روزی از نو، روزی از نو… اوقات فراغت نسل ما این‌گونه گذشت. نسل بعدی اما اوقات فراغتش را پای رایانه و کلاس‌های طراحی و کاراته و .. گذراند. نسل امروز هم اوقات فراغتش با نسل گذشته تفاوت که نه، زمین تا آسمان فرق می‌کند. اما در گوشه‌ای از این کشور، هنوز کودکان و نوجوان‌های هستند که با واژه اوقات فراغت بیگانه‌اند و هیج تعریفی از این واژه ندارند. باورکردنی نیست، اما بعضی‌هاشان آرزو می‌کنند کاش تابستان زودتر تمام شوند. آن‌هاکودکان و نوجوان قلعه‌گنجی هستند… در این گزارش پای صحبت‌شان نشستیم تا از دغدغه‌هایشان برای تفریح بگویند و از خواسته‌هایشان…

 

تماشای برنامه کودک در گرمای بالای ۵۰ درجه

نامش محمد است. ۱۰ سال دارد. می‌گوید تمام نمره‌های امسالش را عالی گرفته از تفریح‌اش که می‌پرسیم سکوت می‌کند. بعد از چند دقیقه لب به سخن باز می‌کند و می‌گوید: «تلویزیون می‌بینم.» هر چه می‌پرسیم به غیر از تماشای تلویزیون چه تفریح دیگر داری، پاسخ نمی‌دهد و سکوت می‌کند. خواهرش فاطمه که چند سالی از برادرش کوچک‌تر به نظر می‌رسد، صحبت‌های برادرش را این‌گونه ادامه می‌دهد: «هوای قلعه‌گنج خیلی گرم است. روزها داخل کپر می‌مانیم و تلویزیون می‌بینم. البته برنامه‌های تلویزیون تا چند ساعت مخصوص ماست. بعد از آن به درد ما نمی‌خورد. همسایه‌‌مان از این تلویزیون جدیدها دارند. شبکه پویا هم دارند. گاهی اگر مادرمان اجازه بدهد به کپر آن‌ها می‌رویم و با آن‌ها برنامه کودک تماشا می‌کنیم.» مجید که با فاصله زیادی از ما ایستاده به نزدیک‌مان می‌شود و می‌گوید: «خاله ما بگوییم اوقات فراغت‌مان را چیکار می‌کنیم؟» با اشتیاق می‌گویم بگو عزیزم. لبخند می‌زند و می‌گوید: «یک بار آقا معلم‌مان در مدرسه، همین موضوع را روی تخته نوشت و گفت: انشاء بنویسید. آن‌سال بابا مرا در باشگاهی که بنیاد ساخته بود، ثبت نام کرده بود. کلی خوش گذشت. ووشو یاد گرفته بودم.  برای همین انشایم را درباره این موضوع نوشتم؛ اما امسال بابا پول شهریه کلاس را نداشت، برای همین اگر امسال هم معلم‌مان، این موضوع را  برای انشاء نوشتن انتخاب کند، باید بنویسم هیچکار نکردم و آرزو کردم تابستان زودتر تمام شود.»

 

 

خاله‌بازی درکپر

رقیه تا دوربین را می‌بیند به سمت‌مان می‌دود. ۱۳ سال دارد. پدرش کشاورز است و مادرش حصیربافی می‌کند. از تفریحاتش این‌گونه می‌گوید: «یک‌بار با پدرم به خانه دایی‌ام در شیراز رفتیم. عید بود. دایی هر روز عصر، وقتی هوا خنک می‌شد ما را به پارک سر خیابان می‌برد تا سوار تاب و سرسره و چرخ و فلک شویم. یک‌بار هم دایی من و دختر دایی‌هایم را به شهربازی برد. خیلی شلوغ بود. اولین باری بود که به شهربازی می‌رفتم. خیلی خوش گذشت. وقتی برگشتم قلعه‌گنح برای دوستانم تعریف کردم اما هیچکس باورش نشد. البته ما هم در قلعه‌گنج پارک داریم. خیلی کوچک است. یک سرسره هم داریم که روزها به خاطر تابش آفتاب گرم می‌شود و هیچ‌کس جرات نمی‌کند از آن لیز بخورد. تازه اگر گرم هم نشود، من و بچه‌های همسایه اجازه نداریم به پارک برویم چون وسط جاده اصلی قرار گرفته و برای بازی بچه‌ها خطرناک است. تنها تفریح من و دخترهای همسایه‌مان این است که از مادرهایمان اجازه بگیریم و به خانه هم برویم و با هم خاله‌بازی کنیم. تازه اگر مریم با ما قهر کند، نمی‌توانیم خاله‌بازی کنیم. چون فقط مریم وسایل خاله‌بازی دارد و بعضی وقت‌ها الکی با ما قهر می‌کند.» می‌پرسم چرا قهر می‌کند؟ صورتش را به سمت دیگر می‌گیرد. انگار که آزرده باشد، حرف‌هایش را این‌طور به پایان می‌برد: «وقتی از شهر برایشان مهمان می‌آید، با ما قهر می‌کند و با هیچکدام‌مان حرف نمی‌زند.»

 

بوستانی برای بچه‌ها

حرف‌های بچه‌ها که تمام می‌شود، سراغ پدرها و مادرهایشان می‌رویم. مادر یکی از بچه‌ها نامش را نمی‌گوید اما حرف‌های جالبی به زبان می‌آورد. او می‌گوید: «همسرم سال‌ها کار نداشت و کارگر روزمزد بود. تا اینکه بنیاد مستضعفان کارخانه قلعه‌گنج را راه‌اندازی کرد و شوهرم شغل پیدا کرد. خدا خیرشان بدهد، از روزی که بنیاد آمده، در هر مرحله بخشی از مشکلات ما را حل کرده اما هنوز فکری برای اوقات‌فراغت بچه‌هامان نکرده است. از بنیاد مستضعفان درخواست می‌کنم برای بچه‌های ما کاری کند. باشگاه ورزشی داریم، خودشان ساخته‌اند به گمانم؛ اما خیلی از خانواده‌ها توانایی ثبت‌نام بچه‌هایشان را ندارد. حتی اگر بگویند باشه! بچه‌ها را رایگان ثبت‌نام کنید، خانواده‌ها هزینه خرید لباس و ابزار ورزشی را ندارد. می‌دانم مشکلات شهر ما زیاد است. شاید اگر به رئیس بنیاد مستضعفان بگویم پارک و شهربازی کوچک برای بچه‌ها می‌خواهیم، بگوید مردم مشکلات بزرگتری دارند؛ اما به خدا این هم مشکل بزرگی است. سرگرم کردن بچه‌ها خیلی سخت است. اگر بوستان کوچکی داشته باشیم که بچه‌ها در آن بازی کنند، خیلی خوب می‌شود. کاش این خواسته من به گوش یکی از  یکی از مسئولان بنیاد برسد. فقط امیدوارم  پارک و وسایل بازی را در جای خوبی بسازند. پارک الان قلعه‌گنج جای پرتی است و وسایل بازی هم ندارد.»

 

 

یک تیر و دو نشان

لیسانس ادبیات دارد و سال‌هاست که با همسر و فرزندانش در قلعه‌گنج زندگی می‌کند. زینب مادر سه فرزند است. دو دختر و یک پسر. او می‌گوید: «روزهایی که به دانشگاه می‌رفتم از شهر برای فرزندانم کتاب رنگ‌آمیزی و اینجورچیزها می‌خریدم. کتاب داستان هم خریدم. از بس داستان‌ها را برایشان خوانده‌ام کلمه به کلمه‌اش را از حفظ هستند.  به نظرم قلعه‌گنج یک ساختمان نیاز دارد مخصوص بچه‌ها. بنیاد مستضعفان  از روی که به شهرستان قلعه‌گنج آمده، فعالیت‌های خوبی را کلید زده است. اما برای آینده‌سازان شهرستان ما کار زیادی نکرده است. مدارس را تجهیز کرده. قبلا چیزی به اسم مدرسه نبود، چهاردیواری بود بدون در و تخته و … دستت‌شان درد نکند اما برای تفریح بچه‌ها هم قدم بردارد ممنون‌شان می‌شویم. اگر یک ساختمان چند طبقه برای اوقات فراغت بچه‌ها بسازد خیلی خوب می‌شود. کتابخانه، کلاس قصه‌گویی، کلاس نقاشی، زبان انگلیسی  و… در مجموع کلاس‌هایی که در شهرهای دیگر برای بچه‌ها برگزار می‌شود. شاید با خودشان بگویند معلم از کجا بیاوریم؟ از همین قلعه‌گنج. خودم حاضرم معلم قصه‌گویی باشم. معلم نقاشی و چرتکه و نقاشی هم در همین شهر پیدا می‌کنند. زنان و مردان زیادی در قلعه‌گنج تحصیل کرده هستند اما شغل ندارند. اینطور هم اوقات فراغت بچه‌هایمان به بطالت نمی‌گذرد هم تحصیلکرده‌ها صاحب شغل می‌شوند.»

 

سه گروه تلاش می‌کنند…

پس از گفت‌وگو با بچه‌های قلعه‌گنج و والدین آن‌ها سراغ  حجت‌السلام والمسلمین احمدنجنو، امام جماعت شهرستان قلعه‌گنج رفتیم تا از برنامه‌ریزی‌های این نهاد برای اوقات فراغت جوانان و نوجوانان قلعه‌گنجی بپرسیم. احمد نجنو دراین‌باره می‌گوید: «آموزش و پرورش، کانون‌های فرهنگی و هنری و حلقه صالخین سه گروهی هستند که کلاس‌های مختلفی را برای جوانان و نوجوانان قلعه‌گنج تدارک دیده‌اند. قبل از شروع کلاس‌ها قرار شد هر گروه کلاس‌هایی که قادر به برگزاری آن‌هاست را  مشخص کند تا خدایی ناکرده موازی‌کاری نشود و دو گروه کلاسی یکسان را برگزار کنند. برای همین حالا در قلعه‌گنج کلاس‌های مختلفی برگزار می‌شود و هر گروه مسئول برگزاری یک کلاس است. گلدوزی و  خیاطی برای خانم‌ها و کلاس‌های ورزشی برای هر دو گروه. حلقه‌های صالحین هم برنامه‌های خودش را دارد. یکی دو بار هم فیلم‌های سینمایی روز را در مسجدهای قلعه‌گنج نشان داده‌ایم. این برنامه‌ها مختص سه ماه تابستان است و امیدوارم جوان‌ها و نوجوان‌های قلعه‌گنجی برای پرکردن اوقات فراغت خود در این کلاس‌ها ثبت‌نام کنند.»

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true