×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشخوان خبر

false
true
true
بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

 قلعه گنج نیوز: دل سپرده به بوی خاک. به اینکه هر روز با گل و خاک وسایل سفالی جدیدی درست کند و دل گره بزند به زیبایی‌های قلعه‌گنج. به تماشایی‌های چیل‌آباد. دل گره بزند و با تماشا کردنشان، الهام بگیرد از دیدنی‌ها تا سفالی، کتبیه‌ای، چیزی به یاد شهر و روستایش بسازد و غرق لذت شود. او هنرمند قلعه‌گنج است. پسری که پس از فارغ التحصیلی در دانشگاه، به شهر و دیار روزهای کودکی‌اش بازگشته تا دانسته‌ها و آموخته‌هایش را در شهری که دوستش دارد، پیاده کند. نامش احمدرضا ببربیان است. ۲۴ ساله است و صنایع دستی خوانده در دانشگاه هرمزگان. همراه ما باشید تا با هنرمند سفالگر شهرستان قلعه‌گنج بیشتر آشنا شوید.

 

برای قلعه‌گنج هنر خواندم

«تجربی خواندم؛ اما کنکور هنر دادم.» احمدرضا ببربیان از روزهای گذشته زندگی‌اش روایت می‌کند و می‌گوید: «با اینکه در دبیرستان تجربی خوانده بودم اما در کنکور هنر شرکت کردم و قبول شدم. یکسال از درس خواندنم در رشته صنایع دستی گذشته بود که تصمیم گرفتم انصراف دهم. دوستانم گفتند بیشتر فکر کن و بعد تصمیم بگیر. برای همین چند روز به چیل‌آباد برگشتم تا دور از فضای دانشگاه تصمیم بگیرم و هیجان‌زده نباشم. همان روزها بود به خودم آمدم و متوجه شدم قلعه‌گنج با تمام پیشینه و آثار باستانی و صنایع‌دستی‌اش، کسی را ندارد که در این رشته، تحصیلات دانشگاهی داشته باشد. یا اگر کسی هم بود من نمی‌شناختم. برای همین تصمیم گرفتم سختی‌های این رشته را به جان بخرم و در عوض نخستین نفری باشم که هنر می‌خواند. هنر می‌خواند با این هدف که قدمی برای صنایع دستی و آثار باستانی قلعه‌گنج بردارد. حالا به جای رسیده‌ام که اگر صدبار هم به گذشته برگردم، باز هم هنر می‌خوانم.»

 

 

وام از بنیاد مستضعفان

سال آخر دانشگاه باید رشته‌ای را انتخاب می‌کردند تا به صورت تخصصی دنبالش کنند. احمد ببربیان سفالگری را انتخاب می‌کند. پسر هنرمند محله چیل‌آباد در این‌باره می‌گوید: «از همه شهرها و استان‌ها همکلاس داشتم. عده‌ای به علاقه‌شان نگاه کردند و رشته تخصصی انتخاب کردند، بعضی‌ها هم مثل من با توجه به امکانات و جغرافیای شهر و روستاهایشان تصمیم گرفتند. سفال‌گری را انتخاب کردم چون می‌دانستم خاک و گِل جازموریان تنها امکانات شهرستان و روستای ماست و باید از آن استفاده می‌کردم. » این روزها گوشه انباری کوچک خانه‌شان را خالی کرده و سفال‌ها و کتیبه‌های دست‌سازش را آنجا گذشته تا یادش بماند با کدام انگیره درسش را نیمه‌کاره رها نکرد. ببربیان می‌گوید: «درسم که تمام شد به قلعه‌گنج برگشتم تا راهی خدمت سربازی شوم. الان سربازم و تصمیم دارم پس از پایان خدمت سربازی، از بنیاد مستضعفان وام بگیرم و کسب‎وکار هنری‎ام را راه‌اندازی کنم.»

 

 

نگاهم به اطرافم تغییر کرده

وام‌اش را که بگیرد کارگاهی کوچک  راه‌اندازی می‌کند و صنایع دستی قلعه‌گنج، مانند سفال و کتیبه و حصیر و… می‌سازد. خودش این‌ها را می‌گوید و معتقد است اگر بخواهد، می‎تواند. ببربیان در این‌باره می‌گوید: «از وقتی هنر خواندنم نگاهم به سبک زندگی مردم قلعه‌گنج عوض شده. حالا بیشتر به معماری کپرها، به وسایلی که از قدیم الایام در خانه‌ها باقی مانده توجه می‌کنم. اگر مسئولان کمک کنند خیلی‌ها کارها می‌توان انجام داد. قلعه‌‌گنجی‌ها با هنر بیگانه نیستند. در هر خانه‌ای که بروی حصیر یا فرش خانه را زن خانه بافته. صنایع دستی قلعه‌گنج پیشینه دارد. می‌توان با گِل جازموریان اشتغال‌زایی کرد. در کلپورگان سیستان و بلوجستان این اتفاق افتاد. از گِل منطقه استفاده کردند و با تاسیس کارگاه‌های سفال‌سازی برای مردم روستا، اشتغال‌زایی زودبازده راه انداختند. قلعه گنج هم این پتانسیل را دارد. حاضرم بعد از خدمت سربازی هنر سفالگری را به علاقه‌مندان آموزش دهم. منتها فکر می‌کنم هیچ آموزشگاهی در این منطقه سفالگری را آموزش نمی‌دهد. از بنیاد مستضعفان که با کلاس‌های فنی و حرفه‌ای بسیاری از زنان را توانمند کرده، تقاضا دارم فکری برای آموزش این هنر هم داشته باشد.»

 

 

بازار فروش‌مان را تأمین کنید لطفا

«صنایع دستی، از مشاغل کوچک و خُرد است.» با گفتن این جمله باز هم بحث حمایت را پیش می‌کشد و می‌گوید: «اگر حمایت باشد، می‌توان  از این حوزه درآمد زیادی کسب کرد. حمایت فقط کلاس فنی و حرفه‌ای بنیاد نیست. همه باید دست به دست هم دهند. مثلا آموزش و پرورش بستری فراهم کند که در مدارس، هنرهای زودبازده و درآمد‌زا تدریس شوند. آن‌هم برای استان‌های جنوب کرمان که گاهی آسمانش خسیس می‌شود و مردم به غیر از کشاورزی باید سراغ شغل‌های دیگر بروند. میراث فرهنگی و اداره ارشاد هم باید تلاش کنند تا آموزشگاه‌هایی تاسیس شود و مربی‌ها راه و رسم این هنرها را به مردم بگوید. بنیاد علوی هم می‌تواند کلاس‌هایی مانند چرم‌دوزی و ساخت زیورآلات و معرق را به کلاس‌های فنی و حرفه‌ای خود اضافه کند. اگر معلم و مربی ندارند، حاضرم به همشهری‌هایم این هنرها را آموزش دهم. چون فقط ترم آخر تخصصی سفالگری بودیم و در ترم‌های قبل تمام این هنرها را آموختیم. فقط می‌ماند بازار فروش. نمی‌دانم از کجا باید کمک بخواهم. اگر آموزشگاه و کارگاه زدیم و اشتغال‌زایی هم کردیم و یک عالمه جوان قلعه‌گنجی هم این هنرها را آموختند، بازار کار نداشته باشیم، به چه کارمان می‌آید این چیزها! صنایع دستی و هنرها را بگذاریم روی طاقچه خانه خودمان؟ امیدورام نهادی که متولی فروش و شناسایی این هنرها به استان‌های دیگر و کشورهای دیگر است، قلعه‌گنج را فراموش نکند. ما اینجا تازه روی پای خودمان ایستاده‌ایم…»

 

 

 

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true