×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشخوان خبر

false
true
true
بازگشتِ دوبارۀ «امید به‌ زندگی»

قلعه گنج نیوز: نامش «مصطفی سمرخ» است، اهل روستای چاه‌سنگی قلعه‌گنج. این روزها صاحب کافی‌نت کوچکی است در همین روستا. کافی‌نتی که برای راه‌انداختنش تلاش‌های بسیاری کرد و دوندگی‌های بسیارتری… اصلا برای همین موضوع سراغش رفتیم. راه‌اندازی کافی‌نتی کوچک در روستای چاه‌سنگی. از هدفش اگر بپرسی یک جمله به زبان می‌آورد: « برای راه انداختن کار مردم روستا و کسب‌ درآمد برای خودم.» اینکه چه شد و وام بنیاد مستضعفان چگونه خوداشتغالی را به این مرد قلعه‌گنجی هدیه کرد، داستانی دارد که با خواندن این گزارش به آن می‌رسید. همراه ما باشید.

 

مغازه داشتم، سرمایه نداشتم!

چند سال پیش دو مغازه کوچک در روستا ساخت و پول‌هایش تمام شد. مصطفی سمرخ داستان آن روزهایش را این‌طور روایت می‌کند: «مغازه‌ها را ساختم که کاری راه بیندازم اما تمام پس‌اندازم رفت پای ساختن مغازه و پولی برایم باقی نماند. بنیاد مستضعفان که کارش را در قلعه‌گنج و روستاهای اطراف شروع کرد، با خودم گفتم من که مغازه دارم، نیاز و کاستی مردم روستا را هم که می‌دانم. چرا وام خوداشتغالی نگیرم؟» و مطرح شدن این سوال، آغاز راهی موفقیت آمیز بود برای او…

 

بیا تشکیل پرونده بده…

طرحش را می‌نویسد. راه‌اندازی کافی‌نتی کوچک در روستای چاه‌سنگی آن‌هم در مغازه‌ای که خودش قبلا ساخته بود. مصطفی سمرخ می‌گوید: «مغازه‌ها داشتم اما توان مالی نداشتم تا انشعاب برق بکشم و امکانات مربوط به یک مغازه را جفت‌وجور کنم. برای همین وقتی از بانک سینا تماس گرفتند و گفتند بیا تشکیل پرونده بده، با خودم گفتم در همین مغازه خودم کافی‌نت راه می‌اندازم. حقیقتش را بخواهید مردم اینجا، یعنی مردم چاه‌سنگی نیاز زیادی به راه‌اندازی یک کافی‌نت در روستا داشتند.»

 

یک‌بار هم شک نکردم حتی!

صاحب کافی‌نت روستای چاه‌سنگی می‌گوید: «برای ثبت‌نام در کنکور، انتخاب واحد و مشاهده نتایج مردم روستا باید به شهرستان می‌رفتند و همان‌جا می‌ماندند تا سایت باز شود و کارشان را انجام دهند. برای رسیدن به شهرستان قلعه‌گنج هم باید چیزی حدود ۱۵ کیلومتر طی می‌کردند. کرایه تاکسی اضافه پرداخت می‌کردند چون در روستا امکانات ثبت‌نام نداشتند. گاهی دیر می‌رسیدند و کلاس‌ها پر شده بود یا اینکه روزهای دانشگاه به هم نمی‌خورد. برای این مشکلات بود که گفتم کافی نت راه می‌اندازم و حتی یک‌بار هم به تصمیم شک نکردم.»

 

 

با تشکر از بنیاد

حالا در کافی نت به روی همه اهالی روستا باز است و گاهی حتی از روستاهای اطراف هم به مغازه می‌آیند و زحمت رفتن تا شهرستان را از پاهایشان دور می‌کنند. مصطفی سمرخ می‌گوید: « ممنونم از بنیاد که با وام ۲۰ میلیون تومانی باعث شد هم من صاحب کار و کاسبی شوم هم مردم رنج کمتری برای کارهایشان بکشند. حالا در این کافی‌نت نه تنها کارهای پرینت و ثبت‌نام و دیگر کارهای اینترنتی را انجام می‌دهیم بلکه قبض آب و برق اهالی را هم پرداخت می‌کنیم. پرداخت قبض یکی از دغدغه‌های جدی مردم روستا بود که شکر خدا برطرف شد. نمی‌گویم بنیاد همه مشکلات را حل کرده، اما همین بنیاد مشکلاتی را حل کرده که توان مردم را گرفته بود. امید به زندگی مردم را گرفته بود. ممنویم از بنیاد.»

 

پیشنهادی برای بنیاد

چند پیشنهاد برای بنیاد دارد که همه را به ترتیب و پشت سرهم می‌گوید: «۲۰ میلیون حالا دیگر جواب نمی‌دهد. شاید ۲۰ میلیون تا پارسال پول خوبی برای راه‌اندازی کسب‌وکار بود اما حالا و با این وضعیت باید فکری به حال افزایش مبلغ وام کرد. تابستان‌های اینجا هوا از گرم بودن هم می‌گذرد و داغ است! برای همین مردم با وامی که می‌گیرند حتما باید کولر گازی هم بخرند. این خودش یک خرج اضافی است. پیشنهاد دومم این است که بنیاد فکری به حال ضامن‌ها کند. کسی که وام می‌گیرد باید ضامن دولتی پیدا کنند.»

 

اعتیاد خداحافظ!

سمرخ می‌گوید: «خیلی از کسانی که ضامن مردم برای وام گرفتن می‌شوند پول می‌گیرند! خُب بخشی از پول هم اینجا می‌رود! پولی می‌ماند برای کسی که می‌خواهد کسب‌وکار راه بیندازد؟ از بنیاد تقاضا دارم به جای ضامن، شرایطی بگذارد که مردم قادر به فراهم آوردنش باشد. درآخر هم از بنیاد می‌خواهم کلاس‌هایی برای مردم بگذارد و راه درست کسب‌وکار را نشان‌شان دهد. به زبان دیگر می‌شود مشاوره دادن. جوان‌های اینجا اگر کسب و کار داشته باشد سراغ اعتیاد نمی‌روند و این‌ها همه با کمک نباید مستضعفان و بنیاد علوی تحقق پیدا می‌کند.»

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true